سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

کبو ترانه .... تا بام ملکوت
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

 ما آزموده ایم در این شهر بخت شهر
 بیرون کشید باید از این شهر رخت خویش


خدایا   دلم مرهمی میخواهد از جنس خودت !   نزدیک   بی خطر   بخشنده   بی منت

 

 

پی نوشت:
چقدر خسته است منِِ این روزها، چقدر دلگیر است من این روزها از آشوب زبانهای آدم نمای گرگ صفت
در برهه ی زمانی ای که زینب (س) هم خسته بود و دلگیر
کاش مادر زینب (س) اذن دهد اذن هجرت به همجواری فرزندش رضا(س)
تا مگر کمی آرام شود این من دلشکسته از زخم زبان مردمِ این روزها
کاش مادر بخواهد و رضایش شفاعت کند و مهر خلاصی دهد از این شهر هزار رنگ این روزها
خدایا نه من زینبم و نه شریکم علی
کاش راه راضی کردنت را می دانستم .
..



[ چهارشنبه 92/10/11 ] [ 10:58 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

جوان گفت:« زیارت بخوان.»

پیرمرد گفت:« سواد ندارم.»

جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع)

پرسید:« امام زمانت را می شناسی؟» پیرمرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»

... گفت:« پس سلام کن»

مرد دستش را روی سینه اش گذاشت:

«السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری»

جوان لبخند زد: « و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»


[ شنبه 92/9/16 ] [ 1:38 عصر ] [ ] [ نظرات () ]

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
 
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

فال من ،یوسف گمگشته اگر می آمد

با دل مرده ی من کار مسیحا میکرد

گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم

کاش می آمد و با این همه امضا میکرد

من اگر منتظر واقعه ی او بودم

کِی قرار دل ما امشب و فردا میکرد

کاش می آمد و یک شب وسط سینه زنی

در عزای پدرش ناحیه نجوا میکرد

شب هشتم وسط روضه ی اربا اربا

گریه بر تشنگی اکبر لیلا میکرد

من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور

بر سر نعش علی یاری بابا میکرد

یا که در هلهله ی آن همه نامحرم هرز

مهدی ما کمک زینب کبری میکرد

عباس احمدی

[ دوشنبه 92/9/4 ] [ 1:27 عصر ] [ ] [ نظرات () ]

کسی چه میداند...
شاید "یاسین" همان "یاحسین" باشد
که بی سر است.....
التماس دعا



[ چهارشنبه 92/8/29 ] [ 8:23 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

مقایسه کار خیر میلیونر ایرانی و میلیونر فرانسوی + عکس
در همان روزهایی که یک خیر ایرانی یک میلیون دلار برای جریمه فسخ قرارداد خلعتبری اهدا کرد، یک خیر فرانسوی هم یک چک یک میلیون یورویی کشید.

به گزارش «نماینده” چندی قبل خبری منتشر شد درباره یک خیر ایرانی که حاضر شده بود برای پرداخت جریمه فسخ قرارداد محمدرضا خلعتبری یک میلیون دلار پرداخت کند.

خیر فرانسوی

   
خیر فرانسوی
در همان روزها هم مصاحبه‌ای تلویزیونی از یک خیر فرانسوی منتشر شد که بد نیست با کار خیر او آشنا شویم و مقایسه‌ای داشته باشیم بین عمل خیر دو مسلمان؛ یکی ایرانی و دیگری فرانسوی.
 این مسلمان فرانسوی میلیونر (تصویر بالا) به تازگی مصاحبه‌ای با یکی از شبکه‌های فرانسوی داشته است. کار خیر این میلیونر فرانسوی مربوط می‌شود به قانونی که فرانسه برای مقابله با زنان محجبه وضع کرده که طی آن هرکس با حجاب از خانه بیرون بیاید باید جریمه بپردازد.
 وی در این مصاحبه تلویزیونی یک برگ چک را نشان داده و گفته است: من یک میلیون یورو کنار گذاشته‌ام تا وقتی زنان مسلمان خواستند با حجاب از منزل بیرون بیایند راحت باشند، چون جریمه‌شان را من میدهم.
 میلیونر فرانسوی خطاب به زنان مسلمان فرانسوی گفت: خواهر من، آزادانه هرجا که می‌خواهی برو، من جریمه‌اش را میدهم.
 این دو میلیونر هر دو مسلمانند و تفاوتی در دین ندارند، تنها تفاوتشان این است که یکی در نظام اسلامی نفس می‌کشد و دیگری در بلاد کفر!





منبع: پاتوق بچه شیعه ها


[ دوشنبه 92/7/1 ] [ 9:46 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

قصه سلمان وهابی یا بهتر بگوییم سلمان علوی
حتما این کلیپ رو ببینید

http://www.afsaran.ir/link/330082


[ شنبه 92/6/9 ] [ 1:55 عصر ] [ ] [ نظرات () ]


حکایت عجیبی است رفتار ما!!  
خداوند میبیند و میپوشاند ،
مردم نمی بینند و فریاد میزنند...


[ دوشنبه 92/5/28 ] [ 9:7 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

قابل شمارش نیست !

 وقتی که پیامبر اکرم (صلی علی الله علیه وآله وسلم ) به معراج رفتند ملکی را دیدند  که چندین هزار دست داشت ودر هر دستی هزار انگشت ودر هر انگشتی هزار ناخن وچند هزار پا که در هر پا چند هزار انگشت ودر هر انگشت چند هزار ناخن  وچندین هزار سر که در هر سری چندین هزار چشم وگوش داشت .

حضرت از دیدن این ملک متعجب شده وفرمودند : ای ملک ! به چه امری مشغولی ؟

ملک عرض کرد : حساب تمام اشجار وامطار وریگها وآنچه در عالم موجود است با من می باشد .

حضرت فرمود :در عالم چیزی هست که حساب آن را ندانی ؟

عرض کرد :آری ! یا رسول الله و آن ثواب فرستادن صلوات بر شماست که خداوند آن قدر ثواب برای آن در نظر گرفته است که احدی از عهده ی آن بر نمی آید .

 من که خیلی روحیه گرفتم برای این که امروز این ملک باز هم حساب ثواب صلوات فرستادن شما از هزار دستانش برود وبرای شادی خودتون  هزار گل صلوات بر محمد وآل محمد


پی نوشت : برگرفته از هم وبلاگی سفر کرده بوی پیراهن یوسف


[ سه شنبه 92/5/15 ] [ 10:53 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

 

حجاب

تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده‌اش توی اتوبوس نشسته بودم.

یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.

دختر کوچولو روسری‌اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.

خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد می‌زد با افسوس گفت:

«توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس… تو گرمت نمی شه بچه؟».

همون موقع اتوبوس به ایستگاه رسید و ایستاد.

دختر کوچولو گره? روسری‌اش رو سفت‌تر کرد و محکم و با اقتدار گفت:

«چرا گرممه… ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره…».

دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت…


[ دوشنبه 92/4/17 ] [ 9:51 صبح ] [ ] [ نظرات () ]

مولا سلام ... حال و هوایم گرفته است

از بغض های کهنه  صدایم گرفته است

آقا بببین که خسته ام از این هوای نفس

تصمیم هایی که برایم گرفته است...

* * *

اینجا خدا میان شعار هم گم است

حرف از طلا و نان شب و نفت  و گندم است

حرفی از انقلاب و اصول و امام  نیست

ارزش فقط شکم سیر مردم است

* * *

این سنت همیشگی جنگ هاست که

یک عده را به لطف ِ امان نامه میبرند ...

مردم اگر گرسنه بمانند هم ولی

با پول خون این شهدا،نان نمیخرند ...


 

آقا برای مملکت ما دعا کنید ...

این روز ها ابوذر و عمار ها کمند

یک عده با نقاب مسلمان ِ معتدل

قرآن به نیزه کرده ،دم از صلح میزنند

* * *

آقای برای مملکت ما دعا کنید ...

جان ها فدای گوشه ی سبز ِ قبایتان ...

دارند ساز ِسازش و تسلیم میزنند ...

باید عریضه ها بنویسم برایتان

* * *

یادم نرفته کار به جایی رسید تا

فرزندتان برای شما درد دل کند ...

از جان و آبرو و سر و دست دم زند

در خطبه ای تمام زمین را خجل کند ...

* * *

مولا  شفای هر دل بیمار باشما

مرهم برای زخم سپیدار ، با شما

ما جان بپای عزت اسلام مینهیم ...

دیگر  همین ... عاقبت کار باشما


با تشکر از تبسم بهار (وبلاگ سامع سوم)


[ سه شنبه 92/3/28 ] [ 1:4 عصر ] [ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اگر روزی دلم گرفت ... یادم باشد که خدا با من است ... که فرشته‌ها برایم دعا می کنند ... که ستاره‌ها شب را برایم روشن خواهند کرد ...... یادم باشد که قاصدکی در راه است ... که بهار نزدیک است ... که فردا منتظرم می‌ماند ... که من راه رفتن می دانم و دویدن ... و جاده قدمهایم را شماره خواهند کرد... اگر روزی دلم گرفت یادم باشد ... که خدای من اینجاست همین نزدیکی‌ها...... و من ، تنها نیستم ...
امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 7
کل بازدیدها: 110793